تبليغاتX
شبكه شيمي

شبكه شيمي
خوش آمدید 
قالب وبلاگ


پریسا خانم سلام 
در جواب سوال شما باید بگویم که :وقتی حجم و فشار هر دومتغیر هستند ،وسامانه از وضعیت 1 به وضعیت 2 تغییر کند (مطابق نمودار 1 ) مسیر های متفاوتی برایش امکان دارد که گرمای مبادله شده می تواند مثلآ به اندازهای q2 ویا q1 باشد اما وقتی فشار ویا حجم ثابت باشد فقط یک مسیر امکان دارد پس در حجم وفشار ثابت گرمای مبادله شده تابع حالت هستند .


امیدوارم پاسخ سوالت را دریافت کرده باشی.!


موضوعات مرتبط: مفاهیم کتب درسی
[ 90/11/09 ] [ 2:17 قبل از ظهر ] [ نيكبخت ]


مسافري خسته كه از راهي دور مي آمد ، به درختي رسيد و تصميم گرفت كه در سايه آن قدري اسـتراحت كند غافـل از اين كه آن درخت جـادويي بود ، درختي كه مي توانست آن چه كه بر دلش مي گذرد برآورده سازد...!
 


موضوعات مرتبط: زنگ تفریح
ادامه مطلب
[ 90/11/08 ] [ 8:47 قبل از ظهر ] [ نيكبخت ]



این کتاب نوشته ی "نیک آرنولد " است و "تونی دوسالز "آنرا  تصویر سازی کرده است . 


از نظر نویسنده می توان شیمی را در یک کلمه خلاصه کرد : " اوف !".....


موضوعات مرتبط: هرج ومرج شیمیایی
ادامه مطلب
[ 90/11/08 ] [ 1:40 قبل از ظهر ] [ نيكبخت ]


اگر بیش از حد شجاع یا بی پروا هستید ، این سوال را از معلمتان بپرسید: 

بعضی ها چای را به شیر اضافه می کنند و بعضی ها شیر را به چای . آیا در مزه این دو ترکیب تفاوتی وجود دارد؟ اگر آری ،چرا؟



موضوعات مرتبط: هرج ومرج شیمیایی
ادامه مطلب
[ 90/11/08 ] [ 1:10 قبل از ظهر ] [ نيكبخت ]
آنچه نیاز دارید:

دو عدد آینه - یک عدد دستشویی - صابون 

روی یکی از آینه ها لایه نازکی از صابون بمالید .

شیر آب داغ را باز کنید. فقط روی یکی از آینه ها بخار می نشیند، روی کدام آینه ....و چرا؟



موضوعات مرتبط: آزمایشگاه کوچک من !
ادامه مطلب
[ 90/11/07 ] [ 4:9 بعد از ظهر ] [ نيكبخت ]
احساس سوزشی که از خوردن فلفل قرمز بوجود می آید به خاطر وجود ماده ای شیمیایی به نام  "کاپسای سین " است که بر اساس نظر کارشناسان ،بهترین راه تسکین دهانی که از خوردن فلفل به سوزش افتاده خوردن یک شکم سیر بستنی است! عجب راه حلی!
موضوعات مرتبط: شرط می بندم اصلآ نمی دانستید!
[ 90/11/07 ] [ 4:1 بعد از ظهر ] [ نيكبخت ]
 یک گاز بسیار داغ ، به یک پلاسما تبدیل میشود .پلاسما ابری سوزان وآنقدر داغ است که می تواند الکترون ها را از اتمها دور کند ، خورشید ما پلاسمایی از گازهای هیدروژن و هلیوم است که درجه حرارت مرکز آن 15000000 درجه سانتی گراد است ، همچنین می توانید پلاسما را در لامپهای فلورسنت خانه تان نیز بیابید اما احتمالآ این پلاسماها خیلی داغ نیستند!
موضوعات مرتبط: شرط می بندم اصلآ نمی دانستید!
[ 90/11/07 ] [ 1:17 بعد از ظهر ] [ نيكبخت ]


 

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود..

و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد:
« خدایــــا! چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبهاش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود
بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود
از شدت خشم

“خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم!
    



موضوعات مرتبط: زنگ تفریح
[ 90/10/24 ] [ 5:59 بعد از ظهر ] [ نيكبخت ]

توی یه موزه ی معروف که با سنگ های مرمر کف پوش شده بود, مجسمه بسیار زیبای مرمرینی به نمایش گذاشته شده بود که مردم از راه های دور و نزدیک برای دیدنش می اومدن و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه .
یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود؛ به مجسمه گفت: “این منصفانه نیست!چرا همه پا روی من می ذارن تا تو رو تحسین کنن؟!مگه یادت نیست ما هر دومون توی یه معدن بودیم؟این عادلانه نیست!”
مجسمه لبخندی زد و آروم گفت:”یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه, چقدر سرسختی و مقاومت کردی؟”
سنگ پاسخ داد:”آره ؛آخه ابزارش به من آسیب میرسوند.آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم.”
و مجسمه با همون آرامش ادامه داد:”ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه.به طور حتم من به یه شاهکار تبدیل میشم .به طور حتم در پی این رنج ؛گنجی هست.پس بهش گفتم :”هرچی میخوای ضربه بزن ؛بتراش و صیقل بده!”و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم.و هر چی بیشتر می شدن؛بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم! و حالا تو نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن.” 

موضوعات مرتبط: زنگ تفریح
[ 90/10/24 ] [ 5:56 بعد از ظهر ] [ نيكبخت ]
بالاخره تونستم بعد مدتها به وبلاگ هم سری بزنم!

دیدم آخرین پست مال اواخر سال 89 است احساس کردم یه کمی فعالیتم کمه!

ان شاءالله این پست آغاز فعالیت دوباره وبلاگ خواهد بود!


[ 90/10/04 ] [ 2:18 قبل از ظهر ] [ نيكبخت ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگی آموزشی - فرهنگی براي دانش آموزان
نويسنده: ماریا نيكبخت(دبير شيمي پيش دانشگاهي و دبيرستانهاي دخترانه قائمشهر و... بابيش از نوزده سال سابقه تديس )
تلفن هاي تماس :09112244896 - 01232241821
امکانات وب